معنی طفاف
7 بازدید
[ طَ / طِ ] (ع اِ) سیاهی شب. || طف. رجوع به طف شود. (منتهی الارب) (منتخب اللغات).[ طُ ] (ع اِ) آنچه زائد و بر سر پیمانه باشد. طُفافة. طَفَفة. (منتهی الارب). آنچه زیادت آید از پیمانهٔ سر ظرف. (منتخب اللغات).[ طَفْ فا ] (ع ص) فرسٌ طفاف؛ اسپ تیزرو. (منتهی الارب). اسپی که سبک و جَلد باشد. || ظرفی که تا لبها رسیده باشد. (منتخب اللغات).[ طَ ] (اِخ) آبی است. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «طفاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر