معنی طف
7 بازدید
[ طَف ف ] (ع اِ) طف المکوک و الاناء؛ پُری پیمانه تا سر آن. (منتهی الارب). پُری پیمانه تا اطراف پیمانه. (منتخب اللغات). || آنچه بر سر پیمانه باشد بعد پُری یا آن جمام پیمانه است. رجوع به جمام شود. یا پُری آن. طَفَف و طَفاف مثله فی الکل. (منتهی الارب). آنچه در پیمانه ماند بعد از دست کشیدن بر سر آن. (منتخب اللغات). || کنارهٔ دریا. (مهذب الاسماء). کرانهٔ دریا. (منتخب اللغات). کرانه. (منتهی الارب). جانب و پهلو. (منتخب اللغات). || هر زمین عرب که مشرف بر زمین آبادان عراق است. هر زمین بلند. || (ص) فرسٌ طف؛ اسب سبک و تیزرو. فرسٌ فف و فرس دف مثله. (منتهی الارب).[ طَف ف ] (ع مص) برداشتن چیزی را به پای یا به دست. || نزدیک شدن چیزی به کسی. || بستن پای ناقه. (منتهی الارب). ببستن دست و پای ناقه. (زوزنی). || خذ ما طفّ لک؛ یعنی بگیر آنچه نزدیک تو رسید و آسان شد. (منتهی الارب).[ طَف ف ] (اِخ) موضعی است نزدیک کوفه و هر زمین عرب که مشرف بر زمین آبادان عراق است و منه حدیث مقتل الحسین رضی اللََّه عنه انه یُقتل بالطف و هو موضع بکربلاء سمی به لأنّه طرف البری یلی الفرات و کانت تجری یومئذ قریباً منه. (منتهی الارب) (منتخب اللغات). و یاقوت آرد: طف سرزمینی است از نواحی کوفه در طریق دشت که قتلگاه حسین بن علی رضی اللََّه عنه در آن بوده است. سرزمین مزبور دشتی است نزدیک آبادانی و در آن چندین چشمه جاری است از قبیل: صید و قطقطانه و رهیمة و عین جمل و غیره. (از معجم البلدان). و صاحب عقدالفرید گوید: حسین رضی اللََّه عنه در روز جمعه یوم عاشورا بسال ۶۱ هـ . ق. در طف از سواحل فرات در موضعی موسوم به کربلا کشته شد. (عقدالفرید ج ۵ ص ۱۴۳). یکی از شاعران گوید: اَبک حسیناً لیوم مصرعه بالطف بین الکتائب الخرس اضحت بنات النبی اذ قتلوا فی مأتم و السباع فی عرس. (از عیون الاخبار ج ۱ ص ۲۱۲).
کلمات همقافیه با «طف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طف» برای سرودن شعر