معنی طعنهزن
6 بازدید
[ طَ نَ / نِ زَ ] (نف مرکب) ملامتگر. عیبجو. بدگو: گر طعنه زنش معاف کردی با موکب خود مصاف کردی.نظامی. به جان آید از دست طعنه زنان که خود را بیاراست همچون زنان. سعدی (بوستان). خاکش طعنه زن گوی عنبرآکنده و ریگش طیره ده مروارید پراکنده. (ترجمهٔ محاسن اصفهان ص ۳۶).
کلمات همقافیه با «طعنهزن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر