معنی طعام دادن
6 بازدید
[ طَ دَ ] (مص مرکب) اطعام. (ترجمان القرآن) (تاج المصادر بیهقی). اقضاء. ارفاف. (تاج المصادر). مید. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «طعام دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر