معنی طشیش
7 بازدید
[ طَ ] (ع اِ) طَشّ. باران ریزهٔ زائد از رذاذ. (منتهی الارب). باران ضعیف. (مهذب الاسماء). بارانِ خرد. باران ریزه. (آنندراج). || (مص) باران ریزه باریدن ابر. یقال: طَشَّت السماءُ طشیشاً. || طُشةزده شدن. یقال: طُشَّ الرَّجلُ (به صیغهٔ مجهول). (منتهی الارب) (آنندراج). رجوع به طشة شود. || باران ضعیف رسیدن زمین را. یقال: «طُشت الارض» (به صیغهٔ مجهول). (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «طشیش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یش» برای سرودن شعر