معنی طشت و خایه
7 بازدید
[ طَ تُ یَ / یِ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) نوعی از بازی دادن مردم باشد و آن چنان است که درون تخم مرغی را خالی کنند و از شبنم پر سازند و طشتی را در آفتاب گذارند و تخم مرغ را در طشت نهند، چون طشت گرم شود تخم مرغ به اصول راه بالا به رقص درآمده بر هوا رود. (برهان) (آنندراج). بازی طشت و خایه آنکه مشعبدان خایهٔ مرغ را از سیماب پر کرده (در طشتی) مقابل آفتاب گذارند، چون طشت از حرارت گرم شود، خایه از طشت بیرون میرود. (از حاشیهٔ دیوان خاقانی): خِرَد چو مورچه در طشت حیرت است از آنک مدبران را تدبیر طشت و خایه نماند.انوری. علم طشت و خایه از زاغان ظلمت بین که باز صد هزاران خایه در نُه طشت مدفون کرده اند. مجیر بیلقانی (در صفت شب). طشتی است این سپهر و زمین خایه ای در او گر علم طشت و خایه ندانسته ای بدان. خاقانی. مگر موبد پیر در باستان بدین طشت و خایه زد این داستان.نظامی. || کنایه از آسمان و زمین هم هست، چه زمین بمنزلهٔ تخم مرغ است در میان آسمان. (برهان) (آنندراج). || و نام طلسمی باشد. || و علم نجوم را نیز علم طشت و خایه گویند. (برهان). و رجوع به فرهنگ شعوری ج ۲ ص ۱۶۶ شود.
کلمات همقافیه با «طشت و خایه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر