معنی طشة
6 بازدید
[ طُشْ شَ ] (ع اِ) بیماریی است مانند زکام. (منتهی الارب) (آنندراج).[ طِشْ شَ ] (ع اِ) پسر خردسال. (منتهی الارب) (آنندراج).[ طَشْ شَ ] (ع اِ) بانگ. آواز. || صدای ناگهانی شدید. || شکستگی و گسستگی با صدا. طراق طراق. (دزی ج ۲ ص ۴۴).
کلمات همقافیه با «طشة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شة» برای سرودن شعر