معنی طزرج
6 بازدید
[ طَ رَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بلورد بخش مرکزی شهرستان سیرجان در۵۰هزارگزی خاور سعیدآباد و ۲هزارگزی خاور راه مالرو بلورد -مشیز. کوهستانی و سردسیر با۸۰ تن سکنه. آب آن از چشمه و محصول آنجا غلات و حبوبات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ طَ رَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان جوزم و دهج بخش بابک شهرستان یزد در ۵۳هزارگزی شمال شهر بابک، کنار راه مالرو طزرج به شهر بابک. کوهستانی، معتدل و مالاریایی با ۶۴ تن سکنه. آب آن از قنات، محصول آنجا غلات، و شغل اهالی زراعت است. صنایع دستی زنان قالی بافی است و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
کلمات همقافیه با «طزرج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رج» برای سرودن شعر