معنی طریق خراسان

معنی طریق خراسان

5 بازدید
[ طَ قِ خُ ] (اِخ) ولایتی معتبر است (از عراق عرب) و شهرش قصبهٔ بعقوبا و آن را دختری از تخم کسری قوبانام ساخت و بیعت (بیعة) قوبا خواند، به مرور زمان بعقوبا شد. بر کنار آب نهروان است و جویی از آن در میان شهر میگذرد و تمامت دیه ها بر آن نهر زراعت میکنند، باغستان و نخلستان بسیار دارد، نارنج و ترنج بیشمار میباشد، چنانچه سیصد و چهارصد نارنج به یک درهم میدهند. هوای آن مانند بغداد است، اما بسبب بسیاری نخلستان به عفونت مایل است و شهرهای باجسران و شهر ابان که دختری ابان نام از تخم کسری ساخت و اعمال طابق و مهرود از توابع آن عمل است و آن اعمال هشتاد پاره دیه است، حقوق دیوانی آن شانزده تومان و چهار هزار دینار در دفتر مثبت است. (نزهةالقلوب چ اروپا ص ۴۲). و رجوع به فهرست تجارب الامم ج ۲ شود.

کلمات هم‌قافیه با «طریق خراسان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید