معنی طریقة

معنی طریقة

7 بازدید
[ طِرْ ری قَ ] (ع اِمص) سستی. (منتهی الارب) (آنندراج). الرخاوة و اللین. (اقرب الموارد). و منه المثل: تحت طریقتک لَعِنْدَأوة؛ یعنی در تحت سستی و انقیاد تو مکر و فریب است. (منتهی الارب). و رجوع به اقرب الموارد شود. || (ص) زمین نرم. (منتهی الارب). السهلة من الاراضی. (اقرب الموارد).
[ طَ قَ ] (ع اِ) راه. طریق. || حالت که بر آن باشی. یقال: مازال فلان علی طریقة واحدة؛ ای علی حالة واحدة. (منتهی الارب) (آنندراج). || عادت. خو. دأب. سنت. شیوه. نمط. || مسلک. مذهب. (منتهی الارب) (آنندراج): نه در طریقهٔ رندی حریص باید بود نه در صلاح و ورع اقتحام باید کرد.قاآنی. ابابة. دبه. ذِلّ. شرع. شریة. سیرة. (منتهی الارب). || روش. (منتهی الارب). وتیرة. (دهار). || طریقت. تصوف. و رجوع به طریق و طریقت شود. || خرمابن نیک بلند. ج، طریق. (منتهی الارب). خرمابن دراز. (مهذب الاسماء). || ستون سایبان. || گزیدهٔ قوم و امثال آنها. ج، طرائق. یقال: هذا طریقة قومهم، و طرائق قومهم ایضاً و منه قوله تعالی: {/Bکُنََّا طَرََائِقَ قِدَداً۹-۱۱۷۲:۱۱/}(قرآن ۷۲/۱۱)؛ ای کنا فرقاً مختلفة اهوائنا. (منتهی الارب) (آنندراج). گروه بزرگواران. (مهذب الاسماء). || ثوب طرائق؛ جامهٔ کهنه. (منتهی الارب). واحد و جمع در او یکسان است. (آنندراج). || هر شکاف زمین که بدرازا بود. || خط هر چیزی. || نهالی دراز از پشم و جز آن بافته. (منتهی الارب). || گستردنی از موی و پشم بافته، در عرض یک ذراع، و در طول برابر خانه، و در ملتقای شقاق و از کسر تا کسر دوخته. (منتهی الارب). فتخیط فی ملتقی الشقاق من الکسر الی الکسر. (اقرب الموارد).
[ طَ قَ ] (اِخ) نام کاهنهٔ حمیریة که زوجهٔ امرؤالقیس بن عمرو ملقب به ماءالسماء بود. وی هنگامی که سطیح و شق متولد گشتند آن دو مولود را طلبید و آب دهن خود در دهن ایشان نهاد و گفت این دو پسر در کهانت قائم مقام من خواهند شد و همان لحظه خود وفات یافت. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج ۱ ص ۲۷۱ شود.

کلمات هم‌قافیه با «طریقة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «قة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید