معنی طریحی
6 بازدید
[ طَ رَ ] (اِخ) (الشیخ الـ ...) نسب فخرالدین بن محمد معروف به شیخ طریحی. رجوع به روضات الجنات و معجم المطبوعات ج ۲ ستون ۱۲۴۰ و الاعلام زرکلی ج ۲ ص ۴۴۷، ۷۶۸ و الارشاد ص ۱۰، ۱۱، ۱۳ ترجمهٔ احوال صاحب بن عباد شود.
کلمات همقافیه با «طریحی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حی» برای سرودن شعر