معنی طرور
9 بازدید
[ طُ ] (ع مص) روشن شدن. (منتهی الارب). || رُستن نبات. || دمیدن سبلت. (تاج المصادر بیهقی). || تیز کردن سنان. (منتخب اللغات) (اقرب الموارد). || (اِ) بُریدگی است در مقدم پیشانی دختر، مانند زیر تاج و گاهی از رامک (که بوی خوشی است) سازند. (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «طرور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر