معنی طرلان
7 بازدید
[ طَ ] (اِ) مرغی است حرام گوشت و از جملهٔ طیور وحشی میباشد.[ طَ ] (اِخ) دهی جزء دهستان بزچلو بخش وفس شهرستان اراک، در ۲۰هزارگزی شمال باختری کمیجان، ۱۸هزارگزی راه مالرو عمومی. کوهستانی، سردسیر، با ۵۲۸ تن سکنه. آب آن از قنات و محصول آنجا غلات و انگور و میوه جات و شغل اهالی زراعت و گله داری و قالی بافی و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
کلمات همقافیه با «طرلان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر