معنی طرف گرفتن
8 بازدید
[ طَ رَ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) کنایه از حمایت کردن باشد. (برهان) (غیاث اللغات). جانب داری کردن : وقت است که تابند رخ از جانب آتش گیرند خلایق طرف ابروی آن را. جمال الدین سلمان (از آنندراج). نگرفته ز انصاف تو در معرکهٔ لاف شادی طرف شادی و غم جانب غم را. محمد عرفی. || گوشه نشینی. (برهان) (غیاث اللغات). || سرحدگیری. (برهان).[ طَ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) مرادف طرف بستن از چیزی : در ته سایهٔ زلفی ننشینم هرگز هیچ طرفی دلم از طرف کلاهی نگرفت. علیقلی بیگ خراسانی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «طرف گرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر