معنی طرفهٔ بغداد
6 بازدید
[ طُ فَ یِ بَ ] (اِخ) نام مردی بازیگر، چون این قوم در بغداد [ که ] سرآمد هر شهر است [ بسیار بوده اند ] طرفهٔ بغداد مشهور شده است. جلالای طباطبا نوشته: «از شوخی و طُرفگی یادی از طرفهٔ بغداد میداد». و صاحب کشف اللغات، بوالعجب را هم بمعنی استاد بازیگر بغداد آورده و اعجوبگی نیز بازیگری است. (آنندراج): دست بگیرد ز بوحنیفه رسولت طرفه تر است این سخن ز طرفهٔ بغداد. ناصرخسرو. و نادرتر آنکه از نادانی طرار بصره شما را طرفهٔ بغداد مینماید. (کلیله و دمنه). هرگزم روزی نکرد آن طرفهٔ بغداد داد خرمن امید از آن رو کرده ام بر باد باد. کمال خجندی.
کلمات همقافیه با «طرفهٔ بغداد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر