معنی طرفسة
7 بازدید
[ طَ فَ سَ ] (ع مص) تیز نگریستن. || بشکستن نگاه را. || پوشیدن جامه های بسیار. || تاریک گردیدن شب: طرفس اللیل. || تیره گشتن آبخور: طرفس المورد. || بسیار شدن آیندگان بر آبخور: طرفس الماء. (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «طرفسة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سة» برای سرودن شعر