معنی طرفدار پنجم
6 بازدید
[ طَ رَ رِ پَ جُ ] (اِخ) کنایه از ستارهٔ مریخ است، چه فلک پنجم جای اوست. (برهان) (غیاث اللغات). || پادشاه ترکستان را نیز گویند، بسبب آنکه اقلیم پنجم در تصرف اوست. (برهان) (آنندراج) (انجمن آرای ناصری): جهان خسروا زیر هفت آسمان طرفدار پنجم توئی بی گمان.نظامی.
کلمات همقافیه با «طرفدار پنجم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جم» برای سرودن شعر