معنی طرفان
8 بازدید
[ طَ رَ ] (ع اِ) یکی از القاب بیست ودوگانهٔ زحاف اشعار عرب که در اشعار عجم مستعمل است. و اگر از دو طرف فاعلاتن الف و نون بیفتد به معاقبت ماقبل و مابعد، آن را طرفان خوانند. (المعجم چ تهران ص ۳۵ و ۴۷).[ طَ ] (اِخ) دو ستاره اند در مقدم جبهه. (اقرب الموارد). و رجوع به طَرْف شود.[ طَ ] (اِخ) شهری است از بلاد ختا. رجوع به حبیب السیر چ تهران ج ۲ ص ۴۰۰ شود. شهری است به حدود ختا. (فهرست).[ طَ رَ ] (اِخ) نزد فقهاء حنفیه عبارت از ابوحنیفه و محمد باشند و بدین نام نامیده شده اند برای آنکه یکی از آنان در طرف استادی و دیگری در طرف شاگردی واقع شده اند. (کشاف اصطلاحات الفنون).
کلمات همقافیه با «طرفان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر