معنی طرفالظل
10 بازدید
[ طَ رَ فُظْ ظِل ل ] (ع اِ مرکب) در تداول عارفان کنایه از مفارقت هیولی از صورت است: و صارت الشمس فوق رؤوسنا اذ وصلنا الی طرف الظل...؛ و آفتاب بالای سر ما شد؛ یعنی عمر به تنگی رسید، صورت مبدل شد «چون» به کنار سایه رسیدیم یعنی هیولا نیز خواست از صورت منفک شدن و دلیل بر آن که «از» شمس و ظل هیولا و صورت خواهد قوله عز و جل: {/B«أَ لَمْ تَرَ إِلی ََ رَبِّکَ کَیْفَ مَدَّ اَلظِّلَّ وَ لَوْ شََاءَ لَجَعَلَهُ سََاکِناً ثُمَ جَعَلْنَا اَلشَّمْسَ عَلَیْهِ دَلِیلاً»۱-۱۸۲۵:۴۵/} (قرآن ۲۵/۴۵)؛ یعنی اگر آفتاب دلیل نبودی یعنی صورت که به فعل است -این سایه را -یعنی هیولای اعتباری وجود نبودی یعنی امری است عدمی. (از رسالهٔ قصة الغربة الغربیة و ترجمهٔ آن تألیف شیخ شهاب الدین سهروردی چ کربن).
کلمات همقافیه با «طرفالظل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ظل» برای سرودن شعر