معنی طرغان بستن
6 بازدید
[ طَ بَ تَ ] (مص مرکب) بر حسب گمان سر دنیسن راس کلمهٔ طرغان گویا از مصدر طیرمک مشتق است که معنی آن گرد کردن است و طرغان یا طرگن بمعنی انبوه و جمعیت باشد و «چریک طرگنی» بمعنی انبوه لشکر در قوداتقو بیلیک یافت میشود. پس طرغان بستن گویا بمعنی لشکر گرد کردن است. (از حاشیهٔ محمد اقبال بر راحةالصدور چ تهران ص ۵۰۸): اتابک قزل ارسلان با لشکری گران روی به دارالملک همدان نهاد و سلطان طرغان بست و کندهای آب بداشتند و بندگان چالش میکردند و هر لحظه آوازهٔ مصاف میبود. (راحةالصدور چ تهران ص ۳۴۷).
کلمات همقافیه با «طرغان بستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر