معنی طرطوس
7 بازدید
[ طَ ] (اِ) نوعی کفش (؟): گفت مادرت کهنه طرطوسی دارد گاهگاهی به پا درمیکشم. (هزلیات سعدی).[ طَ رَ / طَ ] (اِخ) شهری است به شام مشرف بر دریا و نزدیک مرقب و عکا. یاقوت گوید: در این تاریخ در دست فرنگیان است. (معجم البلدان ج ۶ ص ۴۱). نام دهی پررونق. (آنندراج) (غیاث اللغات): صندوقچهٔ عدل تو مانده ست به طرطوس دستورچهٔ جور تو در پیش و کنار است. ناصرخسرو. در شعر بالا در دیوان ناصرخسرو ص ۵۵ این لفظ بصورت فوق آمده و در زیر صفحه معنی کرده اند که نام شهری است به اندلس، و آقای مجتبی مینوی در ضمن تعلیقات در ص ۶۲۸ دیوان مزبور تذکر داده اند که شهری که در اندلس است طرطوشه نام دارد، و ظاهراً اینجا طرسوس یا طرطوس بر وزن قربوس (که در حالت ضرورت شعر اسکان راء رواست) صواب باشد که هر دو نام شهری از شام است. و رجوع به فرهنگ شعوری ج ۲ ص ۱۶۴ شود.[ طَ ] (اِخ) نام پهلوانی. (آنندراج) (غیاث اللغات). نام مبارزی از لشکر روس. (شمس اللغات). و بزبان رومی رستم را گویند (؟). (هفت قلزم).
کلمات همقافیه با «طرطوس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وس» برای سرودن شعر