معنی طرطانیوش
6 بازدید
[ طَ ] (اِخ) نام جزیره ای است در میان دریا و عذرا در آن جزیره افتاد و خلاص شد. (برهان) (آنندراج). نام آن جزیره است که عذرا آنجا افتاد و خلاص یافت. عنصری گوید: همی از پس رنجهای دراز به طرطانیوش اندر آمد فراز. (از فرهنگ اسدی چ تهران ص ۲۲۵). بشد از پس رنجهای دراز به یکی جزیره رسیدند باز کجا نام آن بود طرطانیوش در او پادشا نام او نوکیوش. عنصری (از فرهنگ اوبهی). و رجوع به فرهنگ شعوری ص ۱۶۴ شود.
کلمات همقافیه با «طرطانیوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر