معنی طرح ریختن
7 بازدید
[ طَ تَ ] (مص مرکب) نقشه کشیدن. پی ریزی کردن. پی افکندن. طرح ریزی نمودن.
کلمات همقافیه با «طرح ریختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر