معنی طرح افکندن
7 بازدید
[ طَ اَ کَ دَ ] (مص مرکب) پی افکندن. بنیاد نهادن : پادشاهی که طرح ظلم افکند پای دیوار ملک خویش بکند. سعدی. - طرح عمارت افکندن؛ بنیان نهادن بنا. و رجوع به مجموعهٔ مترادفات ص ۲۳۹ شود.
کلمات همقافیه با «طرح افکندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر