معنی طرحکش
7 بازدید
[ طَ کَ / کِ ] (نف مرکب) مغلوب. زبون. || مصور. نقاش. (آنندراج): سالک همیشه طرح کش عشق ظالمم آن جان و دل که میدهم امروز باج نیست. سالک قزوینی. وصال شاهد معنی بوقت خود دریاب مباش طرح کش نظم آبدار عبث. میرزا رضی دانش (از آنندراج). و رجوع به مجموعهٔ مترادفات ص ۴۳ شود.
کلمات همقافیه با «طرحکش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کش» برای سرودن شعر