معنی طرثوث
6 بازدید
[ طُ ] (ع اِ) گیاهی است باریک شاخ مایل به سرخی شیرین بار، خورده میشود. ج، طراثیث. (منتهی الارب) (آنندراج). بلغت یونانی میوه ای است که آن را به فارسی بل گویند و آن را طَراثیث نیز خوانند. (برهان). شترغاز. (تفلیسی). اشترغاز. (مهذب الاسماء). رافه. (دهار) (صراح در لفظ نقع). و شکوفهٔ آن را نکعةالطرثوث نامند، و بر آن را ثعرور نامند. طراثیث است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). صمغ آن را وشق و فارسیان وشک و قزاونه وشه خوانند و بعضی عجم کرم گویند. (نزهةالقلوب). صمغ آن اشق یعنی لزاق الذهب است. رجوع به اشق شود. ترش. صمغ آن اشق است، و این صمغ را لزاق الذهب نیز نامند: هالوک؛ نوعی از گیاه طرثوث است. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «طرثوث»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وث» برای سرودن شعر