معنی واژه طرب کردن
6 بازدید
[ طَ رَ کَ دَ ] (مص مرکب) شادی کردن. خوشدلی کردن. فیریدن : اگر داری طرب کن و اگر نداری طلب کن. (خواجه عبداللََّه انصاری). با دوست به خرگاه طرب کردن عشاق خوشتر بود اکنون و طرب کردن گلزار. امیرمعزی (از آنندراج).