معنی طراز یزدی

معنی طراز یزدی

7 بازدید
[ طَ زِ یَ ] (اِخ) هدایت آرد: نامش میرزا عبدالوهاب. فاضل ادیب و با خطی لایق و فضلی فایق است، اما ملاقاتش میسر نشده [ و ] استماع افتاده که در این اوان رحلت یافته است. از اوست: گفتم که مار بوده نگهبان گنج زر داری نگاهبان ز چه بر گنج حسن مار گفتا که فرق ننهد ترسم ز حرص جود هنگام گنج بخشی گنجور شهریار. * * * آنچه معلوم شد از کار خرابات این است که علاج غم دیرینه می دیرین است باده را عیب نگفتند بجز تلخی طعم بی خبر کز کف شیرین دهنان شیرین است نقطهٔ عشق بود مرکز پرگار وجود آنچه بیرون بود از دایرهٔ عقل این است. * * * اینهمه لطف کلام و حسن شمائل خون شود آن دل که شد بغیر تو مائل گرنه بجنگست چشم مست تو با ما تیغ چرا ز ابروان فکنده حمائل منع کسان چون توان ز طوف در دوست کس نتواند ز قبله منع قبائل. * * * چه حاجت سیر بستانم قدم گر رنجه فرمائی که هر دم از رخ گلگون بهاری تازه بنمائی از آن زلف سیه مشکل که شامم را سحر باشد مگر زآن چاک پیراهن دری از صبح بگشائی. (مجمع الفصحاء ج ۲ ص ۳۳۹).

کلمات هم‌قافیه با «طراز یزدی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید