معنی طرازی

معنی طرازی

7 بازدید
[ طِ / طَ ] (ص نسبی) منسوب به شهر طراز. (سمعانی) (اقرب الموارد). اهل طراز یا متعلق به آنجا: همه آزمایش همه پرنمایش همه پردرایش چو گرگ طرازی. ابوالطیب المصعبی (از تاریخ بیهقی چ غنی و فیاض). کمان بابلیان دیدم و طرازی تیر که برکشیده شود به ابروان تو ماند. دقیقی (دیوان ص ۹۹). بجای باد رفتار اسب تازی گرفته کم بها اسب طرازی. فخرالدین اسعد (ویس و رامین). پرستار پنجاه و خادم چهل طرازی دوصد ریدک دل گسل.اسدی. ز خلق خوش توست شرمنده دائم چه مشک طرازی چه باز حجازی.سوزنی.
[ طِ ] (ص نسبی) هذه النسبة لمن یستعمل الثیاب المطرزة او یستعملها. (انساب سمعانی). رقام. مطرز. آنکه علم جامه کند. || جامهٔ طرازی؛ جامه ای که سلطان را بافند.
[ طِ ] (اِخ) (الویکنت) فیلیب (فیلیپ) ابن نصراللََّه بن آنطون بن نصراللََّه بن الیاس بن بطرس دی طرازی. بسال ۱۸۶۵ م. در بیروت تولد یافت. وی از عائلهٔ کونت دو طرازی از خانواده های معروف و از نجبای اهالی سوریه بشمار است. (رجوع به کتاب سلاسل التاریخیة شود. شرح حال این خانواده در آن کتاب مبسوطاً ذکر شده است). یازده نشان از پادشاهان عصر خود و از فرمانروایان و مجامع علمیه دریافت داشت و وی را در تأسیس کتابخانهٔ عمومی در بیروت بر دیگران فضل تقدم است. کتب ذیل از تألیفات وی است: ۱ -تاریخ الصحافة العربیة، این کتاب شامل اطلاعات راجع به تمامی مجلات و جرائد عربیی است که در جهان متمدن (شرق و غرب) طبع و نشر گردیده، محتوی دو جلد و دارای عکس مدیران هر یک از مجلات و جراید و بسال ۱۹۱۳ م. در بیروت بطبع رسیده است. ۲ - السلاسل التاریخیة فی اساقفةالابرشیات - السریانیة، این کتاب دارای تصاویر بسیار است و در بیروت بسال ۱۹۱۰ م. در مطبعهٔ ادبیه چاپ شده است. ۳ -القلادّه النفیسة فی فقیدالعلم و الکنیسة، و آن کتابی است در ترجمهٔ احوال و تاریخ زندگانی مطران اقلیمیس یوسف داود سریانی و آنچه در مرثیهٔ فقید مزبور به بیست زبان سروده شده بود، در این مجموعه گرد آورده است. ۴- مجموع البراآت الباباویة فی تثبیت البطارکة السریانیة، از سال ۱۷۸۳ م. تا زمان حاضر را گرد آورده است. این مجموعه بزبان عربی و لاتینی در بیروت بطبع رسیده است. ۵ -نبذة مختصرة فی الصحف العربیة المصورة، این مختصر بسال ۱۹۱۳ م. در مطبعهٔ یسوعیان بیروت چاپ شده است. صاحب ترجمه را جز کتابهای مذکور در تاریخ و ادب و شعر نیز تألیفاتی است که هنوز به طبع نرسیده است. (معجم المطبوعات ج ۲ ستون ۱۲۳۷ - ۱۲۳۸).

کلمات هم‌قافیه با «طرازی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «زی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید