معنی طرائف
6 بازدید
[ طَ ءِ ] (ع ص، اِ) طرایف. جِ طریفة. چیزهای لطیف و خوش. (آنندراج). || مالهای نو. (آنندراج): بپذرفت چیزی که آورده بود طرائف بد و بدره و برده بود.فردوسی. ز چیزی که باشد طرائف بچین ز زرینه و اسب و تیغ و نگین.فردوسی. - طرائفِ حدیث؛ برگزیده های آن.[ طَ ءِ ] (اِخ) بلادی است نزدیک اعلام صبح، و آن چند کوه است متساوی و مقابل یکدیگر. (منتهی الارب) (معجم البلدان چ مصر ج ۶ ص ۳۸). و در اشعار فرزدق ذکر آن کوهها بیامده است. (معجم البلدان چ مصر ج ۶ ص ۳۸).
کلمات همقافیه با «طرائف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئف» برای سرودن شعر