معنی طخفة

معنی طخفة

6 بازدید
[ طَ فَ ] (ع ص، اِ) ابر تنکی که آسمان از خلال آن دیده شود. (اقرب الموارد). ج، طخاف.
[ طَ فَ ] (اِخ) کوهی است سرخ دراز و در برابر آن چاههاست. (منتهی الارب) (آنندراج). || آبخوری است در حمای ضریة. (منتهی الارب). || نام جائی است. از آن است: یوم طخفة مر بنی یربوع را با قابوس بن منذر ابن ماءالسماء. (منتهی الارب). یاقوت در معجم البلدان آورده: شغل ردافة یکی از مشاغل درباری ملوک حیره و آن چنان بود که چون پادشاه سوار شدی کسی که شغل ردافة داشتی، موظف بودی پشت سر پادشاه سوار شود. و بهمین طریق، چون پادشاه در مجلس شراب نشستی ردیف در جانب راست وی می نشست، و جز ردیف دیگری را روا نبودی که بعد از آنکه پادشاه شراب نوشید بلافاصله شراب نوشد. ابن عبدربه شرح واقعهٔ یوم طخفة را بدین سیاق آورده است: در عهد نعمان بن منذر شغل ردافة با قیس بن عتاب بود، حاجب ابن زرارة از نعمان استدعا کرد که شغل ردافة را به حرث بن مرطبن سفیان بن مجاشع محول دارد، نعمان سران قبیلهٔ بنی یربوع را که این شغل همواره به یکی از افراد آن قبیله مفوض بود بخواند و گفت: نیکو آن است که شغل ردافة را نوبت نهید، چندی با شما بوده، از این پس چندی نیز برادران خویش از سایر اعراب را در این شغل سهیم قرار دهید، بنی یربوع گفتند: برادران ما را بدین شغل نیازی نیست، حاجب ابن زرارة از طریق حسد این استدعا را از پادشاه کرده است، و بکلی از پذیرفتن این امر ابا کردند. حرث بن شهاب که در آن مجلس حاضر بود، گفت: محال است که بنی یربوع برای قبول این امر تن دردهند، چون حاجب بن زرارة از بنی یربوع نومید شد، نعمان را گفت: اگر ما را لشکری به مدد فرستی، بدان وسیله بنی یربوع را برای تسلیم شغل ناگزیر سازیم، و آنان نیز از فرمان تو سر بازپیچند، نعمان قابوس پسر خویش و حسان برادر خود را با لشکری از اهالی حیره و گروهی دیگر از اعراب خارج از حیره روانه داشت، حسان با مقدمةالجیش و قابوس با لشکریان روانه شدند، چون به طخفة رسیدند، جنگ بین بنی یربوع و قابوس درگرفت و قابوس و یاران هزیمت شدند. طارق بن عمیرة اسب قابوس را پی کرد، و خواست موی پیشانی او را هم ببرد، قابوس گفت: این عمل با ابناء ملوک سزا نیست، طارق دست از وی بازداشت و او را مجهز کرد و نزد نعمان روانه ساخت. حسان نیز به دست بشیربن عمرو اسیر شد، اما بشیر بر او منت نهاده وی را رها کرد. مالک بن نویرة را در این واقعه اشعاری است که این ابیات از آن جمله است: و نحن عقرنا مهر قابوس بعدما رأی القوم منه و الخیول تلهب علیه دلاص ذات نسج و سیفه جراز من الهندی ابیض مقضب طلبنا بها انا مداریک قبلها اذا طلب الشأو البعید المقرب. (از معجم البلدان و عقدالفرید ج ۶ ص ۸۷). یاقوت در معجم البلدان علت انتزاع شغل ردافة را از بنی یربوع بدین نحو ذکر کرده که شغل ردافة در عهد نعمان با عتاب بود، چون وی بمرد و پسر او عوف کودک بود، حاجب نعمان استدعا کرد که این شغل به کسی که خارج از قبیلهٔ بنی یربوع است واگذار شود. (معجم البلدان ج ۶ ص ۳۲). و رجوع به عقدالفرید ج ۶ ص ۵۲، ۸۶، ۸۸، ۹۱ و عیون الاخبار (ردافة) ج ۲ ص ۴۸ و ج ۳ ص ۲۶۶ شود.

کلمات هم‌قافیه با «طخفة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «فة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید