معنی طخاء
5 بازدید
[ طَ ] (ع اِ) ابر بالابرآمده. یقال: ما فی السماء طخاء؛ ای شی ء من سحاب. || اندوه که دم باز گیرد از وی. قال ابوعبیده وجدت علی قلبی طخاءً؛ ای شبه الکرب. (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «طخاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر