معنی طحمة
4 بازدید
[ طَ مَ ] (ع اِ) طحمةالوادی؛ بهترین جای از وادی و معظم آن. || طحمةالسیل و طحمةاللیل کذلک و یُثلّث فی الکل. || گروه مردم. || طحمةالفتنة؛ دوادوش مردمان در وقت فتنه. || طحمة ابلیس؛ افساد اوست. || گیاهی است. || نوعی از گیاه شور. (منتهی الارب).[ طُ حَ مَ ] (ع ص) سخت کارزارکننده. || (اِ) شتران بسیار. (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «طحمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر