معنی طحس
7 بازدید
[ طَ ] (ع مص) طحس الجاریة طحساً؛ آرامید با کنیزک. (منتهی الارب). رجوع به المعرب ص ۲۲۳ شود.
کلمات همقافیه با «طحس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حس» برای سرودن شعر