معنی طحان
6 بازدید
[ طَحْ حا ] (ع ص) آسیابان. (منتهی الارب) (آنندراج). آسیاگر. || المنبسط من الارض. (اقرب الموارد). زمین خوار و هموار.[ طَحْ حا ] (اِخ) بنابر گفتهٔ سمعانی جمعی از مشاهیر و افاضل رجال به نام طحان معروف بوده اند و بدین اسم نسبت داده میشده اند. (انساب سمعانی).
کلمات همقافیه با «طحان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر