معنی طجرشت
7 بازدید
[ طَ رِ ] (اِخ) تجریش. قصبهٔ بلوک شمیران به قصران بیرونی به در ری : به دیه طجرشت از جهت خستگی هوا نزول فرمود چه حرارت هوا بغایت بود. (راحةالصدور ص ۱۱۳). و متوجه دارالملک ری شد، تا آنجا زفاف سازد، و عروس مراد را در کنار آرد. چون بنزدیک مقصود رسید، در دیه طجرشت جهت دفع اذاء حرارت هوا بفضاء آن صحرا فرودآمد. (از العراضه).
کلمات همقافیه با «طجرشت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شت» برای سرودن شعر