معنی طثرة
7 بازدید
[ طَ رَ ] (ع اِ) سطبری شیر و مانند آن. (منتهی الارب). || سرشیر از چربش. (منتهی الارب) (بحر الجواهر). || لای. آب سطبر و دفزک. || چغزلاوه. || فراخی زندگانی. || پشم گوسفند. || روغن گوسفند. || سر جُغرات. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «طثرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر