معنی طبلزن
5 بازدید
[ طَ زَ ] (نف مرکب) طبال. نقاره چی. دُهُل زن. (آنندراج). طبلچی : زیغ بافان را با وشی بافان ننهند طبلزن را ننشانند بر رودنواز.ابوالعباس. بر لب آب، مطربان ترمذ و زنانِ پایکوب و طبلزن، افزون سیصد تن دست به کار بردند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۲۳۹).
کلمات همقافیه با «طبلزن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر