معنی طبلخوار

معنی طبلخوار

7 بازدید
[ طَ خوا / خا ] (نف مرکب) مجان و رایگان خوار. مفتخوار. شکم خواره. شکم بنده. عبدُالبطن. پُرخوار. اکول : جیفةاللیل است و بطال النهار هرکه او شد غرهٔ این طبلخوار.مولوی. لاف کیشی کاسه لیسی طبل خوار بانگ طبلش رفته اطراف دیار.مولوی. صوفیان طبلخوار لُقمه جو سگدلان همچو گُربه روی شو.مولوی. طبل و رایت هست ملک شهریار سگ کسی که خواند او را طبلخوار.مولوی. رایتان این بود و فرهنگ و نجوم طبلخوارانید و مکارید و شوم.مولوی. در حاشیهٔ مثنوی چ علاءالدوله در شرح بیت ذیل از مثنوی : کاندرین زندان بماند مستمر یاوه تاز و طبلخوار است و مُضر. نوشته است: طبل خوار رمیدن بود، میگوید: بیفایده ای بهر سو بتازد، و بی جنبش دست رمیدن گیرد، و زیان رساند -انتهی. مُفتخواری. رجوع به طبل خوردن شود.

کلمات هم‌قافیه با «طبلخوار»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ار» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید