معنی طبقطبق
4 بازدید
[ طَ بَ طَ بَ ] (ق مرکب) آنچه بتوالی بر طبقها بود. کنایه است از تعداد بسیار: ببین به دیدهٔ انصاف نظم خاقانی طبق طبق ز جواهر بر انتخاب بریز.خاقانی. - امثال: افاده ها طبق طبق.
کلمات همقافیه با «طبقطبق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بق» برای سرودن شعر