معنی طبع کافوری
6 بازدید
[ طَ عِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) کنایه از مزاج سرد و خشک باشد. (برهان). || کنایه از طبع سوداوی. (آنندراج). || کنایه از مردم کند طبع و خنک و بارد. (برهان) (آنندراج). || یخ بسته. (برهان). || کنایه از فوت و موت. (برهان). مرگ. (آنندراج). || شوریده دماغ. آشفته عقل. رجوع به مجموعهٔ مترادفات ص ۱۶۹ شود.
کلمات همقافیه با «طبع کافوری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر