معنی طبرس
6 بازدید
[ طَ رَ / طَ رِ ] (ع ص) نیک دروغگوی. (منتهی الارب) (آنندراج). دروغگو. (منتخب اللغات).[ طَ رِ ] (اِخ) معرب تفرش. سیدحسین بن سیدرضای بروجردی، معاصر شیخ مرتضی انصاری و صاحب جواهر در رجال منظوم خود گوید: و المصطفی الجلیل حبر الطبرسی ذوالنقد عاصرالتقی المجلسی. الامام السعید، ابوعلی الفضل بن الحسین الطبرسی. طبرس منزلی است میان قاشان و اصفهان. (تاریخ بیهق ص ۲۴۲). رجوع به طبرسی شود.
کلمات همقافیه با «طبرس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رس» برای سرودن شعر