معنی طبرانی

معنی طبرانی

7 بازدید
[ طَ بَ ] (ص نسبی) منسوب است به طبریه که قصبه ای است به اُردن. از آن قصبه است حافظ ابوالقاسم سلیمان بن احمد. (آنندراج) (منتهی الارب). منسوب است به طبریه شام. (انساب سمعانی). رجوع به طبریه شود. || منسوب است به طابران طوس. هنگام نسبت دادن طبرانی گویند و صحیحش طابرانی است. (انساب سمعانی).
[ طَ بَ ] (اِخ) ابوالقاسم سلیمان بن احمدبن ایوب بن مطیر اللخمی الشامی. از محدثان بزرگ و مولد او به طبریهٔ شام بوده، بسال ۲۶۰ هـ . ق. وی به حجاز، یمن، مصر، عراق و فارس در طلب حدیث سفر گزید، سه معجم در احادیث تصنیف کرد: کبیر، وسط و صغیر، و نیز «تفسیر» و «الاوابل» و «دلائل النبوّة» از تصنیفات اوست و جز آنچه ذکر شد هم تصنیفات دیگر دارد. وفات او بسال ۳۴۰ هـ . ق. بوده است. (تاریخ وفات طبرانی ۳۶۰ هـ . ق. بوده، و ظاهراً در طبع ارقام ۶۰ به ۴۰ تبدیل شده و سهوی رخ داده است). (زرکلی ج ۱ ص ۳۸۴). ابن خلکان جّد او را بنام مطیر مصغر مطر یاد کرده، گوید: حافظ عصر خود بود و سی و سه سال در طلب حدیث از شام بسوی عراق، حجاز، یمن، مصر و بلاد جزیرهٔ فراتیه پیوسته در حال کوچ بود و سماع بسیار کرد و شمارهٔ شیوخ وی به هزار تن رسد. او راست مصنفات سودمند، از آن جمله است معاجم سه گانهٔ او و آن مشهورترین کتابهای وی است. حافظ ابونعیم و خلق بسیاری از او روایت دارند، مولد او به طبریهٔ شام بوده، ولی اصفهان را برای سکونت و اقامت برگزید، تا آنکه روز شنبه ۲۸ ذی القعدهٔ ۳۶۰ هـ . ق. در اصفهان فرمان یافت، و بر این تقدیر یکصد سال زندگانی کرد، برخی هم فوت او را در ماه شوال ذکر کرده اند، واللََّه اعلم. وی را پهلوی مدفن حممةالدوسی از یاران رسول خدای صلی اللََّه علیه و آله و سلم به خاک سپردند. (ابن خلکان چ تهران ج ۱ ص ۲۳۱). صاحب معجم المطبوعات نیز ترجمهٔ احوال طبرانی را با مختصر تغییری آورده، و در آخر گوید: المعجم الصغیر او شامل دو کتاب است: غنیةالالمعی لابی الطیب محمد شمس الحق، التحفة المرضیة للشیخ حسین بن محسن الانصاری که در دهلی بچاپ رسیده است. (معجم المطبوعات ج ۲ ستون ۱۲۲۶). و نیز او راست کتاب الدعوات. (کشف الظنون ج ۱). و رجوع به الاعلام ج ۲ ص ۴۴۵ و سلیمان بن احمدبن ایوب شود.

کلمات هم‌قافیه با «طبرانی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید