معنی طبج
9 بازدید
[ طَ ] (ع مص) محکم و استوار شدن حماقت. || زدن بر هر چیز میان کاواک مانند سر و نحو آن. (منتهی الارب) (آنندراج).[ طَ بَ ] (ع مص) گول گردیدن. (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «طبج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بج» برای سرودن شعر