معنی طبال
6 بازدید
[ طِ ] (ع اِ) جِ طبل. رجوع به طبل شود.[ طَبْ با ] (ع ص) تبیره زن. (مهذب الاسماء). طبل نواز. (منتهی الارب) (آنندراج). طبل زن. دهل زن. نقاره زن. نقاره چی. نوبتی. نوبت زن. طبال. درویش واله هروی خطاب بباد گوید: تا ساکن حلقی و دهانی طبال صماخ انس و جانی.(از آنندراج). میر طبال با پسر میگفت کای پسر طبل زن به استعجال میر پیرار و میر پیرارین همه بطال و ما همان طبال.؟
کلمات همقافیه با «طبال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر