معنی طبئیل
7 بازدید
[ طَ ] (اِخ) (به معنی خداوند نیکوتر است). || پدر شخصی که عساکر فقح بن رملیاه با خود قرار داده بودند و او را برای سلطنت یهودا اختیار کردند. (اشعیا ۷:۶). || طبیل که از جانب ارتحشستای پادشاه در سامره میبود. (عزرا ۴:۷). رجوع به ایران باستان ج ۲ ص ۹۴۷ شود.
کلمات همقافیه با «طبئیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر