معنی طایه
6 بازدید
[ یَ / یِ ] (اِ) در تداول فارسی، تودهٔ بزرگ سرگین که تون تاب بر بام حمام گِرد کند، تا کم کم آنرا در ماهها یا سالی در تون سوزاند. تودهٔ عظیم خشک کردهٔ سرگین اسب و خر است که برای تون حمام ذخیره کنند.[ یَ / یِ ] (اِ) نهالی است که جوشاندهٔ برگ آن نظیر چای است منتهی مطبوعتر. (دزی ج ۲ ص ۱۹).
کلمات همقافیه با «طایه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر