معنی طایری مشهدی
7 بازدید
[ یِ یِ مَ هَ ] (اِخ) طالب علم بود و در شعر طبع بانگیز داشت (؟) این مطلع از اوست: انگشت بهر عشق چو بر ابروان نهاد تیری برای کشتن من در کمان نهاد. (تحفهٔ سامی ص ۱۴۵).
کلمات همقافیه با «طایری مشهدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر