معنی طایربهادر
8 بازدید
[ یِ بَ دُ ] (اِخ) هنگامی که لشکریان مغول در سال ۶۱۶ هـ . ق. بخارا را فتح و ویران ساختند، طایربهادر فرمانده پیشقراولان چنگیزی بود و ظاهراً همین طایربهادر در سال ۶۲۶ هـ . ق. فرماندهی قسمتی از اردوی مقیم بادغیس را بر عهده داشت و پس از سرکشی دو تن از سران سپاهی سلطان جلال الدین یکی به نام قراچه و دیگری به نام یغان سنقور در حدود نیشابور به دفع قراچه عازم نیشابور شد و قراچه در آن تاریخ از کلبلات مأمور جنتمور شکست یافته و در قلعهٔ ارگ سیستان متحصن شده بود. طایربهادر دو سال قلعهٔ ارگ را در محاصره داشت و در این مدت بین او و جنتمور بر سر حکومت و تولیت کار خراسان اختلاف بروز کرد چه هر کدام از ایشان این مقام را حق خود میدانستند. جور ماغون طرف طایربهادر را گرفت و او را به حکومت خراسان و مازندران انتخاب کرد. هنگام سلطنت ملوک کرت ملک شمس الدین محمد بسبب متهم شدن بهمدستی مسلمین هند به طایربهادر که فرمانده کل قوای مغول در ایران شرقی بود پناه برد و او شمس الدین را تحت حمایت خود گرفت و پس از مرگ طایربهادر که در سال ۶۴۵ هـ . ق. روی داد، رؤسای مغول ملک شمس الدین را به حضور جغتای فرستادند. رجوع به تاریخ مغول تألیف اقبال ص ۲۸، ۱۶۶ و ۳۶۸ و جهانگشای جوینی چ اروپا ج ۱ ص ۸۷ و ۷۹ و تاریخ سیستان حاشیهٔ صص ۳۹۷- ۳۹۸ شود.
کلمات همقافیه با «طایربهادر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «در» برای سرودن شعر