معنی طایانکخان
6 بازدید
(اِخ) پادشاه یا خان طایفهٔ نایمان مغول که چنگیز بر او ظفر یافت. حمداللََّه مستوفی آرد: در سنهٔ تسع و تسعین و خمسمائة چنگیزخان بر او (باونگ خان) مستولی شد و اسم پادشاهی بر او چنگیز اطلاق رفت و در سنهٔ ثلث و ستمائة طابانک خان قوم نایمان را قهر کرد نام چنگیزخانی بر او (چنگیز) افتاد. (تاریخ گزیده ص ۵۷۲). و در ص ۸۴۹ ذیل بوتیموریان آرد: اولشان امیر تکش بود از تخم طابانک خان، پادشاه قوم نایمان بود. ادوارد براون در فهرست تاریخ گزیده کلمه های طابانک خان و طاکیانک خان را به طایانک خان رجوع داده و ما نیز این نام را ذیل طایانک خان آوردیم. و در تاریخ مغول ذیل تایانگ خان آمده است: بعد از آنکه چنگیزخان بر قبیلهٔ کرائیت غلبه کرد تایانگ خان پادشاه قوم نایمان بیم آن داشت که مبادا او نیز مورد تعرض و حملهٔ خان مغول قرار گیرد. چنگیز در سال ۶۰۰ هـ . ق. به تایانگ خان حمله برد و در حدود جبال آلتائی او را مغلوب و زخمی کرد و تایانگ خان کمی بعد جان سپرده، قومش مغلوب چنگیزخان گردیدند و پسرش کوچلک خان فرار اختیار کرد. (تاریخ مغول تألیف عباس اقبال ص ۱۶). و رجوع به تایانک خان شود.
کلمات همقافیه با «طایانکخان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر